تبليغاتX
بياييد با صداي بلند فكر كنيم





روز هايي كه رفت


بيش از انچه مانده

نيرويي كه ماند

كمتر از انچه رفته

من بدهكارم


چوب خط من پر شد

من به خودم مقروضم

تو بگو با اين فرصت اندك

حالا چه كنم ؟

من چه كردم با  

لحظه ای كه مال من بود

عشقي كه در من طلوع كرد

شوقي كز اندرونم  تراويد

حالا

من و اين فرصت كوتاه

        من و این همه خسران

        چه كنم ؟
 
      اي لحظه های رفته !

     باز اييد

  اي عشق ناب !

     دگر بار در من طلوع كن

  اي چشمه هاي شوق !

دوباره بجوشيد

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 1:29 توسط قاصدك| |

نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:49 توسط قاصدك |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir